داغونم دارم میمیرمچرا تموم نمیشه این کابوساچرا نمیتونم برمچرا رفتن انتخاب نمیکنمچرا شجاع نیستم وای که چقدر چرا دارم کاش میتونستم این همه غم تبدیل ب جرعت کنم و برم برای همیشه برم من انقدر ترسوم ک حتی نمیتونم خودکشی کنم جرعت پایان دادن ب این زندگیم ندارم چه برسه به طلاق و رفتن چرا انقدر ضعیفم .......فاطمه همیشه قوی بود اما الان با یه انتخاب اشتباه نابود شد جپری ک حتی نمیتونم تکه هامو بردارم و برم ........انقدر تو این مدت حالم بد بود و مریضی کشیدم ک دیگه توان ندارمدلم میخواد از الان تا اخر عمر ب ی گوشه خیره شم.......میگن زنها وقتی ب اخر خط برسن میرن چرا اخر خط من نمیرسه ول کنم و برم .......دلم ی زندگی با ارامش مبخواد یه خونه که فقط خودم باشم و پنجره رو به جنگل دیگه هیچکس دلم نمیخواد خدایا حکمتتو شکر .......
برچسب:
نویسنده: نگار صالحپور
تاريخ: چهارشنبه
3 آبان
1402 ساعت: 17:11